![]() |
![]() |
|
| آنا یوردم |
|
سلام
همیشه فکر میکردم فقط ما در ایران مردمان وقت نشناسی هستیم، به قرار هایی که با هم میگذاریم اهمیت نمی دهیم، کارهای اداری بسیار کند پیش میرود و تاخیرهای چند ساعته در کارهای روزمره و اسباب حمل و نقل برایمان عادی شده است. از طرفی بر اساس شنیده های خود مقداری و بعضی از اوقات فکر میکردم که در خارج از کشور Everything's Perfect (می توان گفت این تفکر همه ماست و فقط بحث علما روی مقدار Perfect بودن است ) اما تجربه این چند سفر خارجی و همچنین ماجرای ویزای من باعث شد تا تعدادی از ستون های این کاخ که ما در ایران از خارج ساخته ایم برای من بریزد و ترس من این است که بعد از آمدن ویزا و راهی شدن به دیار کفر برای یک زندگی ۳ ساله و نه سفر چند روزه باقی این ستون ها هم بریزد و کلا سقف روی سر من خراب شود. آرزو می کنم حد اقل به اندازه کافی نکته های مثبت در این ۳ سال ببینم که بتوانم با آنها دوباره این بنا را بسازم یا حداقل کفه ترازو به سمت عاقلانه بودن تصمیم من برای ادامه تحصیل در خارج کج شود. ( همه ما با بدست آوردن این موقعیت قطعا چیزهای بسیاری را در وطن خود از دست میدهیم ) ۲ نمونه از این کارهای شبه ایرانی توسط افراد ساکن در بلاد کفر به شرح زیر است. ۱-در جریان این مسابقه علمی که قرار بود من در لندن از طریق ویدیو کنفرانس برای حاضران در آمریکا ارائه مقاله کنم ۲ اتفاق شبه ایرانی افتاد. قرار قبلی بر این بود تمام هزینه ها از جمله هتل قبلا توسط انجمن مهندسی نفت پرداخت شود. حتی بسیار جوانمردی کرده و برای من تاکسی رزرو فرموده و به فرودگاه فرستاده بودند (الهی خیر از جونیشون ببینن ، ما که زورمون نمیرسید ۵۵ پوند بدیم برا تاکسی و با اسباب و اثاث هم استفاده از مترو لندن مصیبتی بود غیر قابل وصف) تا حالا Everything's Perfect نامه های مربوط به تاکسی و رزرو هتل رو هم ایمیل کرده بودن تا وقتی رسیدم به راننده و پذیرش هتل بدم. من هم حدود ۴۰ ساعت بود که نخوابیده بودم ( شب قبل از پرواز لندن چون طیاره نبود با اتوبوس رفتم تهران و اصولا خواب اونجا ممنوع هست و یه صبح تا شب تهران گردی و پرواز هم صبح روز بعد ساعت ۴ که طبیعتا اون شب هم خواب کنسل بود و به این کمپزسیون هنری یه پرواز کانکشن تو استانبول رو هم اضافه کنین ). بعله ! از موضوع دور نشیم. تاکسی سر جاش بود و منو تو حالت کما رسوند به هتلHoliday Inn. منم کلی به چشم و شیکم صابون زدم که حالا میگیرم ۲۴ ساعت میخوابم. خودمو با فلاکت رسوندم به میز رسپشن و نامه رو دادم به دختره. اونم یه خورده چرتکشو بالا پایین کرد و گفت Cash or Credit card. منم گفتم جان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعله کاشف به عمل اومد که عمل شبه ایرانی انجام شده و دفتر لندن فقط رزرو کرده و یادش رفته که پولش رو بده. به خدا نای هیچ کاری رو نداشتم و تو هپروت خواب بودم و اللا ................ گفتم خب خانوم جون حالا من چیکار کنم. بذار برم من تو اتاق پاسپورتمو میزارم اینجا بمونه فردا پولتو میدم. گفت الا بلا نمیشه الان باید ۶۰۰ پوند واسه ۳ شب بدی. ( حالا نه ۶۰۰ کش داشتم و نه مثله همه ایرانیا کارت اعتباری، فقط کارت عابر بانک صادرات پیشم بود که طبعا اگه مینداختم تو POS مستر کارت و ویزا کارت همون POS یه جفتک بهم مینداخت) گفتم میشه یه زنگ بزنم؟ گفت باشه ( من نمیدونم چرا من که از هندیا اینقدر بدم میاد همه جا به پستم میخورن. دختره هم هندی بود) زنگ زدم به دفتر لندن انجمن و تازه بعد از اینکه رفت رو انسر من خنگ یادم افتاد که امروز یکشنبه هست. نشد که نشد. رفت رئیسش اومد و اونم همون اراجیف رو تحویلم داد. بعد از کلی تفکر در عالم هپروت گفتم شاید دوبی بتونه کاری کنه. زنگ زدم به دوبی ( اینو دیگه نذاشت از هتل بزنم و من با افتخار با همراه اول این کارو انجام دادم ). خانوم نیکی یولدن هم دوبی نبود و رفته بود آمریکا واسه مراسم و من برای بار دوم افتخار تماس با همراه اول اونم با آمریکا بهم دست داد و اونم باز جواب موبایل رو نداد و براش مسج گذاشتم و به این امید که کاری بشه. بعدشم ۱ ساعت انتظار ( نمیشد هم چرت بزنی از ترس اینکه اگه درست نشه شب کجا برم) تا تازه سرکار خانوم از آمریکا با دبی هماهنگ کنه و از دبی فکس و تلفن بزنن و بگن به این یتیم در راه مانده کمک کنیین. بعدشم رئیسشون اومد و کلی عذر خواهی و کلید رو داد ( خوبه اینا فقط این یه I'm so sorry رو بلدن و باهاش همه چی حل میشه ) گند دیگه و یا به عبارت دیگه عمل شبه ایرانی فرنگیا اشتباه در محاسبه اختلاف زمانی لندن و لس آنجلس بود و من چون عادت دارم همیشه مقداری زودتر از زمان مقرر در آنجا باشم ،اگه زود تر از زمان اعلام شده به من برای حضور به دفتر انجمن نفت نرسیده بودم مسابقه را که نفر دوم برای ارائه بودم از دست می دادم. ۲- عمل شبه ایرانی دوم علاوه بر خارجی های مستقر در خارج به خارجی های موجود در ایران هم مربوط می شود و آن ماجرای ویزا من است. روز دادن تقاضا افسر مربوطه گفت برو فردا بیا بگیر جواب ویزارو ( منم خیلی تعجب کردم چون سری پیش واسه یه ویزا ۴ روزه ۲ هفته طول کشید و بعد از پرسش ایشان تایید فرمودند فردا بیا). منم بلیط برگشت عصر رو کنسل کردم و بعد از ۱ روز علافی در تهران وقتی فردا برگشتم بهم گفتن دیروز اون افسر اشتباه کرده برو باهات تماس میگیریم. بعد از ۳ هفته که خبری نشد ایمیلی فرستادیم و آنها نیز در جواب مرقوم فرمودند که تقاضا شما ۲ هفته پیش به لندن ارجاع شده و کماکان منتظر گرفتن حاجت از سفارت باش. با اینکه در قوانیینFCO و BIA نوشته شده که لندن باید ظرف ۲۰ روز کاری جواب ارجاع ها را بدهد کماکان بعد از گذشت ۷ هفته ما در وضعیت Stand by به سر می بریم و معلوم هم نیست تا کی و وقتی از سفارت می پرسی می گویند معلوم نیست و باید هم ندارد که ظرف ۲۰ روز بهتون جواب بدیم و بریتیش کانسل هم می فرماید نگران نباش ، دارد روال اداری را در انگلیس طی میکند و احتمالا به خاطر تعطیلات و کریسمس بوده. بعله خواهران و برادران گرامی این پست را از خود ساطع فرمودیم تا بگوییم Everything is NOT Perfect |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 9:22 PM توسط یاسین حاجی زاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
سلام دوستان
از شما تشکر می کنم که وقت گذاشتین و سری به وبلاگ من زدین من یاسین حاجی زاده هستم. 28 دی ماه 64 در تبریز به دنیا اومدم و بعد از این که لیسانس خودم رو در رشته مهندسی نفت در دانشگاه آزاد امیدیه گرفتم، الان دانشجو دکترا نفت در دانسگاه هریوت وات اسکاتلند هستم. سعی میکنم اینجا از خودم، زندگی، تحصیل و خاطرات اون بنوسیم. شاید براتون جالب باشه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 اسفند 1387 آبان 1387 مهر 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 شهریور 1386 اسفند 1385 |
|
RSS
|